سراب مجاهدین

کسانیکه زمانی همه چیزشان بدست سازمان به تاراج رفت خواهان بازگشت اسرای تحت اسارت این سازمان وحمایت از خانواده های آنان برای ملاقات فرزندان خود می باشند

سراب مجاهدین

کسانیکه زمانی همه چیزشان بدست سازمان به تاراج رفت خواهان بازگشت اسرای تحت اسارت این سازمان وحمایت از خانواده های آنان برای ملاقات فرزندان خود می باشند

ایدئولوژی مجاهدین و اسب گاری امپریالیزم

دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۲ ق.ظ
در دید مجاهدین هم نیروهای (طبق گفته خودشان) "واپسگرا" محکوم به عدم و نیستی هستند و وظیفه نیروهای "پیشرو" اینست که یاری نمایند تا که این نیروها از بین رفته و جای خود را به نیروهای "بالنده" داده و بدینسان کمک به تکامل تاریخ انسان نمایند. عقیده مند شدن به چنین باوری بود که نهال تروریزم را در دل و خون و روان مجاهدین کاشت و...




اگر بگوئیم که تمامی دردهای تاریخی و شکستهای پی در پی مجاهدین از زمان انقلاب ایران تاکنون و نیز گرایش آنها به تروریزم و کشتن دگراندیشان، حتی با عملیات انتحاری، ریشه در ایدئولوژی التقاطی آنها دارد مبالغه نکرده ایم.

آنها اسلام را با برداشتهایی از قوانین تکامل داروینی درهم آمیخته و این سرگردانی ایدئولوژیک را برای خود مهیا نموده اند. درست است که بعضی از قوانین تنازع بقای داروین در عالم حیوانات و در عالم بیولوژیک عمل می کنند، ولی تعمیم دادن آنها به جامعه انسانی و مخصوصاً در قلمرو روح و روان اجتماعی نوع بشر، همان بلا را سر آدم میآورد که تاریخ در گذشته های نه چندان دور با تکیه بر همین نوع دیدگاههای داروینیستی بارها و بارها بخود دیده و در حافظه خویش ضبط نموده است.

با تکیه برهمین دیدگاههای داروینی بود که سفید پوستان اروپایی بعد از رسیدن به قاره آمریکا و در مدتی کمتر از دو قرن بیش از 90 میلیون سرخپوست نگونبخت آمریکایی را چون خرگوشهای بی مقدار شکار کردند و از بین بردند و در خود احساس شرم هم نکردند. ویسکی خود را خوردند و ششلولها و تفنگهای خود را برای کشتن بیشتر پر کردند. چرا که آنها هم با باور به قوانین داروینیستی در حال انجام ماموریتی بس بزرگ و تاریخی و کمک به تکامل انسان بود که آن قبایل میلیونی سرخپوست را از بین برده و خود سرزمینهای آنها را تصاحب می کردند.

با تکیه بر همین دیدگاهها و قبول قوانین تکاملی داروینیستی و تعمیم و گسترش و کشاندن این قوانین به صحنه جامعه انسانی بود که باز سفید پوستان اروپایی بعد از رسیدن به استرالیا و در گذشت زمان بیش از 60 میلیون نفر از مردم بومی این قاره یعنی آبرجین ها را چون حیوانات شکار کرده و از بین بردند و آهی هم بر لب نیاوردند. آنها این مردمان نگونبخت را حتی در قفس ها به باغ وحشهای اروپایی می فرستادند و این انسانها را چون گوریل ها و میمون ها بعنوان حیواناتی شبیه انسان، در مقابل تماشای مردم اروپا قرار می دادند.

با قبول این دیدگاههای داروینیستی بود که هیولای وحشتناک و پدیده بربریت بی همتایی چون هیتلر در آلمان نازی پا به عرصه وجود نهاد و به جنگ جهانی دوم، برای پیروز نمودن (طبق تصور و باور وی) نژاد برتر آریایی خود، روی آورد که در جریان آن 60 میلیون انسان نگونبخت تارو مار شده و از بین رفتند و نیز کوره های آدم سوزی مهیب براه افتادند و صد ها هزار انسان مظلوم در کمپهای تمرکز این هیولا، جان باختند و دنیا شاهد بربریتی بی مانند وتاریخ شاهد توحش و سبعیتی بی نظیر در قرن 20 گردید. آری هیتلرهم به قوانین تکاملی داروین عقیده داشت و خواهان گسترش آنها در گستره جامعه جهانی و این چنین بود که جنین ناپاک تراژدی جنگ جهانی دوم شکل گرفت و مولود آن دنیا را به آتش نیستی و نابودی خود کشاند.

این داروین است که با معالجه بیماران مخالفت داشت و بر این عقیده بود که طبق قوانین طبیعت می باید که ضعیف از بین رفته و قوی ها و پر مقاوم ها زنده مانده و خود را تکثیر کنند. او این مسئله را یک قانون تکاملی می دانست و عمل کردن به غیر آنرا نا ثواب می انگاشت. در دید وی طبق قوانین طبیعت و تکامل، ضعیف مجبور به فنا بوده و کمک به فنا و نابودی آن، کمک به تکامل طبیعت و کمک به جامعه بشری و زندگی واقعی و وطیفه هر فرد "بالنده" بود. تضاد وحشتناک یک چنین نگرشی از همینجا با اسلام محمدی و ادیان توحیدی بطور پر واضحی هویداست. مخصوصاً آنجا که قرآن می گوید: یا ایهالاناس انا خلقنا کم من ذکرآ او انثی و. .... که ای انسان ما شما را از مرد و زن و قبایل و زبانهای مختلف آفریدیم ولی بدانید که نزدیکترین شما به خدا با تقواترین شماهاست! با مقایسه قرآن و سفارشات تمامی ادیان توحیدی الهی، ترحم و حمایت از ضعیفان و بیماران و در راه ماندگان و زندانیان و بی کسان جزو وظایف هر انسانی است که به خدا و ادیان الهی باور دارد. در دید اسلامی کسی این حق را نمی تواند بخود بدهد که افراد و جامعه را به "واپسگرا" و به "پیشرو" ویا "بالنده" تقسیم نماید و سپس برای از بین بردن "واپسگرا" و فرستادن وی بدیار عدم و نیستی وارد میدان شود. گسترش دیدگاههای دانشمندان بی دین اروپایی نظیر داروین به ابعاد زندگی اجتماعی جامعه ای نظیر ایران، همین کشت و کشتاری را ببار می آورد که این سالها شاهد آن بودیم.

آیا تقوا در نظر مجاهدین که ظاهراً خود را پای بند به اسلام می دانند، کشتن و ترور مخالفین سیاسی و مخالفین فکری می باشد؟

در دید مجاهدین هم نیروهای (طبق گفته خودشان) "واپسگرا" محکوم به عدم و نیستی هستند و وظیفه نیروهای "پیشرو" اینست که یاری نمایند تا که این نیروها از بین رفته و جای خود را به نیروهای "بالنده" داده و بدینسان کمک به تکامل تاریخ انسان نمایند. عقیده مند شدن به چنین باوری بود که نهال تروریزم را در دل و خون و روان مجاهدین کاشت و این نهال دروغ شروع به رشد نمود و تا جایی پیشرفت که آنها حتی بعضاً با قربانی نمودن وجود و هستی خویش و با عملیات انتحاری و به تصور خود مقدس، پا به میدان "کمک به تکامل تاریخ" نمودند. آنها با این باور و این دیدگاه بود که پا به میدان مبارزه درجامعه ایران بعد از انقلاب نهادند و با گسترش روشهای خشونت بار و تروریستی، ایران بعد از انقلاب را به میدان پر خشونت بزرگی مبدل ساختند. بیماران آلوده به میکروبهای دیدگاههای داروینیستی با ترورهای گسترده خود زمینه بروز خشونت را باعث گردیدند.

با آگاهی از این دیدگاه و طرز تفکر مجاهدین، دیگر بعید بنطر نمی رسد که حال آنها شامل حال افرادی باشد که به دگردیسی های وحشتناک هم مبتلا می گردند. آری این چنین است که انسان روی آورده به داروین و نظرگاههای وی، در گذشت زمان هرچه بیشترتر از اسلام واقعی دوری می جوید و خواندن حتی قرآن را هم برای افراد خود در تشکیلات تحمل نمی کند.
آری تاریخ تکرار می شود. اگر در زمان هیتلز نژادپرستان نازی با نژادپرستان صهیونیست بخاطر داشتن یک جهان بینی نژادپرستانه همدیگر را درک کرده و با هم همکاری می نمودند، امرور هم پس مانده های تفکر داروینیستی مجاهد خلقی، با صهیونیست های آدم کش بر سر یک سفره نشسته و با همکاری هم با هم می خورند و می نوشند و به رسیدن به این اسفل السافلین ذلت و بدبختی هم در زیر پرچم آمریکا و اسرائیل آنهم در پاریس فخر هم می فروشند. آری سرنوشت و سر انجام کسانی که آموزه های اسلام ناب محمدی را به دیدگاههای نژادپرستان بی دین بیالایند، همین خواهد بود، بدل شدن مجاهد به پادو و عامل سیا، موساد،عربستان و اسب گاری آمریکا!
13 دی 94

    نویسنده: سینا سپهر

منبع: پرونده سیاه
آدرس منبع: http://www.theblackfile.com/

[ بازگشت ]

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۴
مانی احمدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی