گفتگو با خانم راحله ایرانپور، ساکن شیراز ، استاد دانشگاه ـ خواهر (محمدرضا و احمدرضا ایرانپور تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در لیبرتی، عراق) ـ قسمت اول
سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۱۰ ق.ظ
آیا به مصلحت نیست تا برای سازگار
کردن خود و تشکیلاتی که به منظور تحقق آرمان های متعالی به وسیله ی
بنیانگذارانش تاسیس شده بود، با سیر منطقی و تاریخی تحولات سیاسی و
اجتماعی، از تعامل منطقی با دنیای مدرن باز نمانیم و با تاکید بر بکارگیری
روش های سکتاریستی و ترفند های غیراخلاقی و فاشیستی در مردابی متعفن فرو
نرویم؟ و این چنین ایزوله نشویم؟..
آیا می توان در دنیای مدرن و عصر
تحولات دموکراتیک ، انسانها را با زور و شستشوی مغزی در محیطی چون قرارگاه
اشرف یا کمپ لیبرتی برای همیشه به دام انداخت؟
آیا به مصلحت نیست تا برای سازگار کردن خود و تشکیلاتی که به منظور تحقق آرمان های متعالی به وسیله ی بنیانگذارانش تاسیس شده بود، با سیر منطقی و تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی، از تعامل منطقی با دنیای مدرن باز نمانیم و با تاکید بر بکارگیری روش های سکتاریستی و ترفند های غیراخلاقی و فاشیستی در مردابی متعفن فرو نرویم؟ و این چنین ایزوله نشویم؟
تا کی بایستی به تنیدن حصارهای عنکبوتی و مشمئز کننده به دور انسانها ادامه داد؟
آیا پافشاری بر روش های فاشیستی در تضییع حقوق اولیه انسانها و خانواده هایی که فرزندان و عزیزانشان در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین تحت کنترل همه جانبه قرار دارند منافاتی با شعارها و ادعاهای حقوق بشری رهبران مجاهدین ندارد؟
سکوت، حاشیه پردازی و یا عدم پاسخگویی به خواسته ی خانواده ها که سالهاست از تماس و ملاقات با عزیزانشان به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران فرقه مجاهدین محروم مانده اند، نه تنها راه گریزی برای رهبران مجاهدین نیست که ماهیت فاشیستی آنها را برای همگان و خانواده ها بیش از پیش آشکار و نمایان خواهد ساخت.
بی شبهه ، ذهن ستیزه جو، مشی تروریستی، بی خبری از تحولات دنیای پیرامونی، سرکوب مستمر نیازهای جنسی، غریزی و عاطفی با محمل انقلاب ایدئولوژیک، کنترل نیرو، شستشوی سیستماتیک مغزی، زندگی در حصارهای ذهنی و فیزیکی، سرکوب عواطف و احساسات خانوادگی افراد، رفتار پرخاشگرانه، وادار کردن نیروهای تشکیلاتی به خودسوزی و یا سپرانسانی کردن آنان، درگیری، غوغاسالاری و پروپاگاندا و … حکایت تلخ و درخوری ست که دنیای تاریک و سیاه مجاهدین را بوضوح به تصویر می کشد.
نکته ی تامل انگیز و دردناکی که می بایست به آن اشاره کرد اینکه رهبران بیرحم مجاهدین سعی دارند با پروپاگاندا ، غوغاسالاری و با قربانی نمودن کادرهای میانی در اسارتگاه لیبرتی به اشکال و طرق گوناگون به خصوص از طریق سپرانسانی قرار دادن نیروها در فضای پرآشوب و ناامن عراق و سرانجام قربانی کردن آنان ، سوژه ی تبلیغاتی برای دارودسته ی رجوی تدارک ببینند. بدرستی رهبرعقیدتی و سران فاشیست و بی احساس مجاهدین برای بقای ننگین خویش به خون و خونریزی نیاز دارند و اجساد بیروح و سرد.
در این میان اعضای خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه لیبرتی با بیزاری از شیوه های ماکیاولیستی رهبرعقیدتی مجاهدین که با قربانی کردن فرزندان و بستگان آنان سعی دارد تا به نوعی از بن بست و زوال رهایی یابد ، با چشمانی گریان و دلی غمگین در جستجوی راهی برای نجات عزیزان دلبندشان از سیطره ی مخوف فرقه رجوی هستند.
گفتگوی صمیمانه و صریح با خانم راحله ایرانپور ساکن شیراز بیانگر واقعیت های گزنده ، تلخ و دردناکی ست. اینکه سران فرقه تبهکار مجاهدین به هیچیک از مولفه ها و انگاره های دنیای مدرن پایبند نیستند و یا آن را به سخره می گیرند.
آیا به مصلحت نیست تا برای سازگار کردن خود و تشکیلاتی که به منظور تحقق آرمان های متعالی به وسیله ی بنیانگذارانش تاسیس شده بود، با سیر منطقی و تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی، از تعامل منطقی با دنیای مدرن باز نمانیم و با تاکید بر بکارگیری روش های سکتاریستی و ترفند های غیراخلاقی و فاشیستی در مردابی متعفن فرو نرویم؟ و این چنین ایزوله نشویم؟
تا کی بایستی به تنیدن حصارهای عنکبوتی و مشمئز کننده به دور انسانها ادامه داد؟
آیا پافشاری بر روش های فاشیستی در تضییع حقوق اولیه انسانها و خانواده هایی که فرزندان و عزیزانشان در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین تحت کنترل همه جانبه قرار دارند منافاتی با شعارها و ادعاهای حقوق بشری رهبران مجاهدین ندارد؟
سکوت، حاشیه پردازی و یا عدم پاسخگویی به خواسته ی خانواده ها که سالهاست از تماس و ملاقات با عزیزانشان به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران فرقه مجاهدین محروم مانده اند، نه تنها راه گریزی برای رهبران مجاهدین نیست که ماهیت فاشیستی آنها را برای همگان و خانواده ها بیش از پیش آشکار و نمایان خواهد ساخت.
بی شبهه ، ذهن ستیزه جو، مشی تروریستی، بی خبری از تحولات دنیای پیرامونی، سرکوب مستمر نیازهای جنسی، غریزی و عاطفی با محمل انقلاب ایدئولوژیک، کنترل نیرو، شستشوی سیستماتیک مغزی، زندگی در حصارهای ذهنی و فیزیکی، سرکوب عواطف و احساسات خانوادگی افراد، رفتار پرخاشگرانه، وادار کردن نیروهای تشکیلاتی به خودسوزی و یا سپرانسانی کردن آنان، درگیری، غوغاسالاری و پروپاگاندا و … حکایت تلخ و درخوری ست که دنیای تاریک و سیاه مجاهدین را بوضوح به تصویر می کشد.
نکته ی تامل انگیز و دردناکی که می بایست به آن اشاره کرد اینکه رهبران بیرحم مجاهدین سعی دارند با پروپاگاندا ، غوغاسالاری و با قربانی نمودن کادرهای میانی در اسارتگاه لیبرتی به اشکال و طرق گوناگون به خصوص از طریق سپرانسانی قرار دادن نیروها در فضای پرآشوب و ناامن عراق و سرانجام قربانی کردن آنان ، سوژه ی تبلیغاتی برای دارودسته ی رجوی تدارک ببینند. بدرستی رهبرعقیدتی و سران فاشیست و بی احساس مجاهدین برای بقای ننگین خویش به خون و خونریزی نیاز دارند و اجساد بیروح و سرد.
در این میان اعضای خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه لیبرتی با بیزاری از شیوه های ماکیاولیستی رهبرعقیدتی مجاهدین که با قربانی کردن فرزندان و بستگان آنان سعی دارد تا به نوعی از بن بست و زوال رهایی یابد ، با چشمانی گریان و دلی غمگین در جستجوی راهی برای نجات عزیزان دلبندشان از سیطره ی مخوف فرقه رجوی هستند.
گفتگوی صمیمانه و صریح با خانم راحله ایرانپور ساکن شیراز بیانگر واقعیت های گزنده ، تلخ و دردناکی ست. اینکه سران فرقه تبهکار مجاهدین به هیچیک از مولفه ها و انگاره های دنیای مدرن پایبند نیستند و یا آن را به سخره می گیرند.
۹۴/۱۰/۲۲