حادثه 19 بهمن حماسه یا تصفیه بزرگ تشکیلاتی؟ (قسمت دوم)
دوشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۲۰ ق.ظ
در این ضربات عملاً بیش از 80 درصد
کادرها و مسئولین سازمان که عمدتاً در بخش اجتماعی سازماندهی شده بودند
دستگیر یا هنگام درگیری ها کشته شدند... بعد از این مقطع تقریباً کلیه
ارتباطات تشکیلاتی اعضای سازمان با یکدیگر در داخل تهران و شهرهای بزرگ از
هم پاشیده شد."

تمرکز دو
سیستم هماهنگ الکترونیک و انسانی توسط اطلاعات سپاه و نهادهای امنیتی نخست
وزیری با همکاری دادستانی انقلاب اسلامی ارتش، تحت دو رمز "عبدالله پیام" و
"گشتی" تا مدت ها کابوس هولناکی برای سازمان و دیگر گروههایی که امکان
شنود بی سیم های این دو سیستم را داشتند، پدید آورد. با استفاده از تجربه
ضربه به خانه مرکزی زعفرانیه در 19 بهمن 60 و سایر اطلاعاتی که به دست آمده
بود، یک جریان بدیع از تعقیب و مراقبت ایجاد شد، این جریان که همکاری و
همراهی طیف وسیعی از نیروهای مردمی متخصص را با خود داشت، توسط یک سیستم
نوین تعقیب الکترونیک، به مثابه پشتوانه لحظه به لحظه اطلاعاتی، حمایت می
شد. طی مدت کوتاهی تعداد قابل توجهی از خانه های تیمی کاملاً استتار شده و
دارای محمل که متعلق به نیروها و کادرهای فعال سازمان و بخشی از مرکزیت بخش
ها و نهادها بود، توسط این جریان کشف گردید و با دقت زاید الوصفی زیر نظر
قرار گرفت. ضربه به ستون فقرات تشکیلات ترور رأس ساعت 2 بعدازظهر 12
اردیبهشت ماه 1361، حمله نیروهای هماهنگ نهادهای انقلابی به پایگاه های بخش
اجتماعی آغاز شد. در اثر این ضربه بخش اجتماعی که به فرماندهی و مسئولیت
محمد ضابطی (هدایت کننده تظاهرات 30 خرداد و 5 مهر1360 و مجموعه عملیات
متعدد ترور و تخریب) اداره می شد و ستون فقرات سازمان ترور محسوب می گشت،
کاملاً از بین رفت. فرماندهان این بخش از مرکزیت تا رده شاخه ضربه خوردند.
نهاد دانش آموزی، نهاد دانشجویی، نهاد جعل، نهاد تدارکات، قسمت شهرستان های
شمال و شهرستان های جنوب، مسئولان نهاد کارمندی، مسئولان حفاظت مرکزیت
بخش اجتماعی، همه در این ضربه منهدم شدند. در این عملیات و تداوم آن، علاوه
بر تلفات مهمی که به جای گذاشت و ذیلاً خواهد آمد، نزدیک به 60 نفر نیز
دستگیر شدند.(3) تلفات سازمان طی ضربه مزبور از طرفی به لحاظ کیفی خیلی
بالا بود و آن را دچار فقر شدید نسبت به کادرها و اعضای مؤثر کرد و از سوی
دیگر نحوه ضربه و مجهول ماندن علت آن، سازمان را به یک سراشیبی هولناک
تاکتیکی انداخت که "عملیات مهندسی" نام گرفت.(4) مهمترین تلفات سازمان
نتیجه حمله به پنج پایگاه (خانه تیمی) مهم مرکزی در تهران بود. پایگاه
کامرانیه، پایگاه ستارخان، پایگاه نارمک، پایگاه جلال آل احمد و پایگاه 21
متری جی. کادرها و اعضای تروریست سازمان مستقر در این پایگاهها که در حین
درگیری شدید مسلحانه و تبادل گلوله و نارنجک کشته شدند به ترتیب زیر عبارت
بودند از: کامرانیه: محمد ضابطی، نصرت رمضانی (ضابطی)، قاسم باقرزاده، پریی
یوسفی (باقرزاده)، حمید جلال زاده، زکیه محدث (جلال زاده)، تقی اوسطی،
مهین خیابانی (اوسطی)، امیر هوشنگ آق بابا، سوسن میرزایی (آق بابا)، احمد
کلاهدوز، هادی تواناییان فرد، حسین امیر پناهی، اقدس تقوی. ستارخان: حمید
خادمی، فرشته زاهدی (خادمی)، حسن رحیمی، حسن صادقی، مهین ابراهیمی، معصومه
میرمحمد (ساودی نژاد)، ایران بازرگان (ازهدی)، پروین ملازینعلی طاهری. 21
متری جی: سعید منبری، غلامعلی صادقی نیستانی، مژگان موفق، (صادقی نیستانی)،
نسرین صادقی نیستانی. جلال آل احمد: فضل الله تدین، فاطمه مهدوی. نارمک:
خدیجه مسیح (مصباح). پراکنده (در اطراف پایگاهها و ضمن درگیری خیابانی):
حسین جلیلی پروانه، مریم شفایی (جلیلی پروانه) علی انگبینی، عباس همایون
نژاد. (5) ضربات تکمیلی سنگین ضربه 19 اردیبهشت 61 به دنبال عملیات موفق
اطلاعاتی که منجر به ضربه 12 اردیبهشت شد، وارد آمد و مهمترین کادرهای
باقیمانده تروریسم متشکل در بخش اجتماعی از بین رفتند، که عناصر اصلی شان
با سابقه مشارکت و نقش مؤثر در چندین عملیات تروریستی و به قتل رساندن
تعداد زیادی از مردم عبارت بودند از: فاضل مصلحتی، مهر خانبانی (مصلحتی)،
حمید لولاچیان، حسن کلکته چی، زهرا طباطبایی، بهرام قاسمی، زهرا شیخ
الاسلام، وجیهه عبادی، فاطمه ابوالحسنی، فائزه بهاری جوان، زهرا عمرانیان.
(6) در پی ضرباتی که طی بهار سال 1361 به مرکزیت هدایت کننده تروریسم
تشکیلاتی و بدنه نظامی سازمان وارد شد، با تلاش هماهنگ نیروهای اطلاعاتی-
امنیتی جمهوری اسلامی در تاریخ 10 مرداد 1361 بخش روابط سازمان به زیر ضربه
رفت و جمعی از کادرها و اعضای تروریست کشته و زخمی و تعداد کثیری نیز
دستگیر شدند. بخش روابط در جریان فاز سیاسی، وظیفه ایجاد ارتباط با شخصیت
ها، گروهها و احزاب و سفارتخانه های خارجی را بر عهده داشت و اهم وظیفه اش
تثبیت موقعیت سازمان و القای خطوط آن به افراد و نیروهای طرف ارتباط بود.
در جریان فاز نظامی، به منظور پشتیبانی و تقویت اقدامات مسلحانه تروریستی،
محدوده کار بخش روابط به ارتباط تشکیلاتی داخل و خارج و تماس با کردستان
تقلیل یافت. اسناد مدارک این بخش گویای ارتباطات وسیع سازمان با عناصر
سیاسی، شعرا و نویسندگان، گروهها، جمعی از نمایندگان مجلس و بخشی از
روحانیت، در فاز سیاسی است. ناکامی های متعدد سازمان در جلب نزدیکی و
همکاری افراد معروف در اسناد مزبور منعکس است. از جمله در مورد احمد شاملو
(اجابت نکردن تقاضای سازمان در مورد سرودن شعری ویژه آنها)، مهندس مهدی
بازرگان (عدم حمایت از شورای ملی) و جمعی از اعضای نهضت آزادی (مورد سؤال
قرار دادن پرویز یعقوبی رابط سازمان در مورد استراتژی مسلحانه و عدم اجابت
همکاری با آنها).(7) در قسمت های مختلف این بخش افراد زیر از جمع کادرهای
سازمان مشغول به کار بوده اند: عباس داوری، محمد حیاتی، محسن (ابوالقاسم)
رضایی، پرویز یعقوبی، محمدسیدالمحدثین، محمد قجر عضدانلو، منصور بازرگان.
طی ضربه 10 مرداد، سازمان تلفات سنگینی را متحمل شد. اسامی نیروهای عملیاتی
و روابطی که وظیفه تغذیه سیاسی ایدئولوژیک تروریسم سازمان را به انجام می
رساندند و برای استمرار و بقای ترور می کوشیدند و در صورت لزوم خود نیز به
قتل دست می زدند و عاقبت در دامی که خود تنیده بودند قربانی می شدند، به
قرار زیر است: سیاوش سیفی، فاطمه مددپور(سیفی)، علی رحمانی، زهره گودرزی
(رحمانی)، افشین قهرمانی، شهاب راسخی، کاظم محمدی گیلانی، فاطمه اثنی عشری،
مهدی زائریان مقدم، محمد علی بیات، علیرضا حسینی، مریم خدایی صفت (حسینی)،
هادی غلامی، فرهاد فتح پور پاکزاد، باقر آل اسحاق، محمد لقا نازنده،
طاهره وزیری، جعفر آمر طوسی، افسانه امینیان (آمر طوسی)، مصطفی موسوی،
فائزه زائریان مقدم (موسوی)، اردلان صفی یاری، زبیده جعفری ثانی، افسانه
شمس.(8) سبحانی از مسئولان امنیتی سابق سازمان می نویسد: "به دنبال ضربه 19
بهمن 1360 ... با ضربه های سراسری و هم زمان رژیم جمهوری اسلامی به کلیه
پایگاه های بخش اجتماعی در اردیبهشت ماه 1361 و 10 مرداد 61 ... در این
ضربات عملاً بیش از 80 درصد کادرها و مسئولین سازمان که عمدتاً در بخش
اجتماعی سازماندهی شده بودند دستگیر یا هنگام درگیری ها کشته شدند... بعد
از این مقطع تقریباً کلیه ارتباطات تشکیلاتی اعضای سازمان با یکدیگر در
داخل تهران و شهرهای بزرگ از هم پاشیده شد."(9)
..........................................................................
3- گفتگو با یکی از مسئولان عملیاتی، نیز نشریه مجاهد، ش 152 و 154
4- این عملیات در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
5- اسناد و مدارک مربوط به عملیات مزبور موجود در دانشکده امام باقر(ع)، نیز نشریه مجاهد، ش 91، 152، 154، صفحات متعدد داخلی.
6- نشریه مجاهد، ش 91، ص 1 و صفحات متعدد داخلی
7- بشیر، رخدادهای سمخا .... ج 1، ص 63
8- نشریه مجاهد، ش 214، ص 1 و صفحات متعدد داخلی
9- سبحانی، روزهای تاریک بغداد، ص 72- 71
.....................................
19 بهمن 94
نویسنده: سینا سپهر
منبع: پرونده سیاه
..........................................................................
3- گفتگو با یکی از مسئولان عملیاتی، نیز نشریه مجاهد، ش 152 و 154
4- این عملیات در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
5- اسناد و مدارک مربوط به عملیات مزبور موجود در دانشکده امام باقر(ع)، نیز نشریه مجاهد، ش 91، 152، 154، صفحات متعدد داخلی.
6- نشریه مجاهد، ش 91، ص 1 و صفحات متعدد داخلی
7- بشیر، رخدادهای سمخا .... ج 1، ص 63
8- نشریه مجاهد، ش 214، ص 1 و صفحات متعدد داخلی
9- سبحانی، روزهای تاریک بغداد، ص 72- 71
.....................................
19 بهمن 94
نویسنده: سینا سپهر
منبع: پرونده سیاه
۹۴/۱۱/۱۹