رجوی همچنان در بند صبر و انتظار
ایران دیدبان
رجوی چه میکند و گروه تروریستی مجاهدین معطل چیست؟
اگر
بناست که گروه تروریستی مجاهدین با شوهایی که مریم رجوی به مناسبتهای
مختلف اجرا می کند، از بحرانی که در حال فروبردن این گروه در غرقاب خود
است، نجات یابد، بایستی صدسال دیگر - که مریم رجوی می شود یک عجوزه 160
ساله و آب از آب تکان نمی خورد- منتظر بنشیند.
عوامل باند رجوی سی و پنج
سال است که در خیابانها و دالانهای محافل اروپایی جولان میدهند و به
بهانههای مختلف مراسم برگزار می کنند تا مریم رجوی بیاید و لباسهای جدیدش
را به نمایش بگذارد اما تا کنون چیزی گیرشان نیامده است.
حضور مریم
رجوی در این مجالس و تکرار حرفهایی که تغییری در وضع بد و نابسامان مجاهدین
نمیدهد، به مثابه تاکتیکی برای وقت گذرانی است. اگرچه در میان کار و
فعالیت باندرجوی که به وبگردی و حضور در فضای مجازی خلاصه شده است، همین
وقتگذرانی جدیترین کاریست که از دستشان برمیآید.
اما آیا این تحرکات
بیهوده که سر و ته آن به یک ریال نمی ارزد، رجوی را که در حسرت رسیدن به
قدرت میسوزد و مدعیست که آمریکا را هم باید به دنبال خودش بکشد، قانع
میکند!
البته مبتنی بر دیدگاه ایدئولوژیک رجوی، کار مهم و جدی یعنی کار
تروریستی؛ اما از بدحادثه برای دار و دسته هفت تیر کش رجوی، چنان درکار
تروریستی گل گرفته شده است که اگر کسی به رجوی اسلحه مفتی هم بدهد از آن
فرار میکند.
آمریکا هم فعلاً فقط سرکنار آمدن با جمهوری اسلامی را
دارد و تنها کاری که میتواند و می خواهد برای مجاهدین انجام دهد این است
که با دولت آلبانی چانه بزند تا تعداد بیشتری از اعضای این گروه را بپذیرد،
گویی در حال انجام یک کار زیرساختی برای سایر کشورهای اروپایی است تا آنها
هم الباقی بقایای رجوی را به این کشور بفرستند و رفقا همه دور هم جمع
شوند.
با این اوصاف و گیرافتادن در چنین وضعی که صدبار از باتلاق عراق
بدتر است، مهمترین و جدیترین کاری که رجوی انجام میدهد چیست و دار و دسته
اش را به امید چه معطل نگه داشته است؟!
واقعیت این است که درست از مرداد
1367 تا به حال، رجوی در بند "ص " گرفتار است و در انتظاری بی پایان بسر
می برد. هر کار و فعالیتی هم انجام داده است چشمش به دست کس دیگری بوده است
تا عنایتی کند و مجاهدین را از منجلاب بیرون بکشد. تا زمان سقوط صدام،
منتظر بود که وی مجدداً مرتکب یکی از آن حماقتهای تاریخی شود و به ایران
حمله کند که نشد، به نمایندگان کنگره آمریکا آویزان شد تا نجاتش دهند، که
آن هم نشد؛ به جمهوری خواهان برای حمله به ایران دل بست که ناامیدش کردند،
این همه خرج نمایش های متعدد کرد تا کسی حرفهایش را راجع به تولید بمب اتم
توسط ایران باور کند که کشورهای غربی دلش را شکستند و از سر تفاهم با ایران
برآمدند، حتی اسرائیل هم بازیی را که خود براه انداخته بود دیگر ادامه
نداد.
رجوی مدتی هم در انتظار وزیدن باد از جانب کشورهای عربی بسوی
ایران بود که آن هم نشد و ظاهراً فقط طوفانی مخصوص کشورهای دیکتاتوری و
حامیان مجاهدین بود.
اکنون نیز مدتیست منتظر پیروزی داعش در سوریه نشسته
است تا معادلات منطقه به هم بریزد و چیزی نصیبش شود. حتی شانس این را
ندارد که نیروهایش را به سوریه بفرستد تا به داعش بپیوندند. چاره ای ندارد
جز این که منتظر بنشیند، هر بار هم که چشم انداز پیروزی برای جبهه حامیان
داعش پیدا می شود، رویداد دیگری کاملاً آن را از بین می برد. حامیان داعش و
مجاهدین هم مثل خودشان اهل هارت و پورت بی پشتوانه هستند، عربستان ائتلاف
ضد تروریست تشکیل داد که با قدرت برای سرنگونی بشار اسد وارد سوریه شود،
اما معلوم شد ائتلافی روی کاغذ بوده است که ما به ازای عملی ندارد، پس از
چندی ادعا کرد که نیرو برای عملیات زمینی به سوریه می فرستد و آخر سر معلوم
شد که جرأت این کار را هم ندارد، نخست وزیر ترکیه هم که به ایران رفت و به
دلیل نیازهای کشورش نمی تواند از بازار ایران بگذرد و بنابراین باید فتیله
را در سوریه پایین بکشد. میمانند این داعشی های زبان بسته که آنها هم در
نهایت تار و مار خواهند شد و چیزی نصیب رجوی نخواهد شد.
با این حساب
سیاست صبر و انتظار رجوی، بیست و هفت ساله شده و با این روندی که اوضاع
منطقه و جهان به پیش می رود، باید گفت که این سیاست همیشگی خواهد شد و
بنابراین باید همچنان آماده مشاهده آخرین لباسهای مریم رجوی که در مراسم
گوناگون از آن رونمایی می کند بود.