اوایل ماه سپتامبر سال 2001 بود که من
به شدت بیمار شدم. درجه تب من به 42 هم رسیده بود. همان شب مریم رجوی یک
نشست گذاشته بود. در حالی که تب و لرز شدیدی داشتم، به من گفتند که باید در
نشست شرکت بکنم. ولی عملا نتوانستم بروم. چند روزی بود که هیچ نشستی نبود و
فرصتی بود که همه نفس راحتی بکشند. روز 11 سپتامبر 2001 من توی سالن
خوابگاه استراحت می کردم که از صدای موزیک و جشن و شادی بیدار شدم. وقتی
وارد سالن غذاخوری شدم، با صحنه باور نکردنی روبرو شدم. از تلویزیون صحنه
های فروریختن برج دو قلو و...